نوشتم تا بماند یادگاری...
تاريخ : سه شنبه 5 ارديبهشت 1391 | خاطره گو : مامان فاطمه
بازدید : مرتبه

سلام به همه ي دوستاي گلم



موضوع :
تاريخ : پنجشنبه 21 ارديبهشت 1391 | خاطره گو : مامان فاطمه
بازدید : 462 مرتبه

سلام گل ماماني فاطمه جوووووووونم

خوشكل مامان يه چند روزي هست كه داري تمرين ميكني كه بدون كمك بشيني

ديشب حدود 10 دقيقه بدون اينكه كمكت كنم نشستي البته هرازگاهي كنترلت رو از دست ميدادي ولي خيلي سعي ميكردي خودت رو محكم نگه داري

اينقدر ذوق كرده بودم كه نگو( بابايي نبود وگرنه اونم از پيشرفتت خيلي خوشحال ميشد)

خدس من اينه كه ايشالا تا 6 ماهت تموم بشه بدون كمك ميتوني بشيني

راستي 29 ام واكسن داري، واكسن 6 ماهگي - اين واكسن مثل دو ماهگي هست دو تا توي پاهاي ناز و كوچولوت يكي هم خوراكي

خدا كنه اينار هم مثل دوبار قبل باشي چون اون دو بار مرتب بهت استامينيوفن ميدادم نه تب كردي نه ورم كرد خلاصه به غير لحظه اول كه بهت واكسن زدن يه كم گريه كردي ديگه خيلي زود دردش يادت رفت و خيلي اذيت نشدي



موضوع :
تاريخ : دوشنبه 18 ارديبهشت 1391 | خاطره گو : مامان فاطمه
بازدید : 550 مرتبه


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

براي دخترم




موضوع :
تاريخ : دوشنبه 18 ارديبهشت 1391 | خاطره گو : مامان فاطمه
بازدید : 292 مرتبه

تحرك

ماشالا اينقدر تحرك داري كه هر وقت ازت عكس ميگرم هميشه دور دست و پاهات و سرت توي عكس بصورت هاله اي ميفته!!!!



موضوع :
تاريخ : شنبه 16 ارديبهشت 1391 | خاطره گو : مامان فاطمه
بازدید : 296 مرتبه

سلام عزيزم

اين روزها توي روروك خيلي خوب قدم بر ميداري و جلو ميري

بذار دقيق تر بهت بگم

چهارماه و هشت روز داشتي كه روي موكت و سراميك آشپزخونه شروع كردي با روروك رفتن  هنوز روي قالي نمي تونستي بري و لي يه مدتي هست كه روي قالي هم خيلي خوب ميري

الان كه دارم اين مطلب رو برات مينويسم روي پاهام نشستي و داري بازيگوشي ميكني و حرف ميزني



موضوع :
تاريخ : جمعه 15 ارديبهشت 1391 | خاطره گو : مامان فاطمه
بازدید : 443 مرتبه

سلام عزيزم

توي اين 5 ماه پيشرفت هاي قابل ملاحظه اي داشتي مثلا

50 روزگي غان و غون كردن رو ياد گرفتي

بعد از اون سه ماهگي حرف "ب" شبيه بوبو رو تكرار مي كردي و ياد گرفتي با دستت اشياء رو بگيري يعني  هر چيزي رو كه جلوت ميگرفتيم دستت رو جلو مياوردي و ميگرفتي

سه ماه و نيم داشتي كه به پهلو ميرفتي

و 4 ماهگي هم روي شكم افتادي و گردنت رو خيلي خوب بالا مي گرفتي

5 ماهگي هم حرف "د" رو ياد گرفتي و مرتب تكرار مي كني

حالا هم همش انگشت هاي پات رو ميگيري و تا نزديك دهنت ميبري

خيليييييييييييييلي كنجكاو و بازيگوش شدي مثلا با دستات يه چيزي رو ميگيري و در همون لحظه نگاهت رو همه جا به سمت هر صدايي ميبري ميخواي همه جا رو زير نظر داشته باشي

هرچيزي هم كه جلوت باشه ميخواي سريعا بگيريش و ببري به سمت دهنت و بخوريش

....

ادامه دارد...



موضوع :
تاريخ : دوشنبه 11 ارديبهشت 1391 | خاطره گو : مامان فاطمه
بازدید : 467 مرتبه

سلام فاطمه جون

امروز ميخوام بگم كه تا حالا مسافرت كجاها برديمت

اولين مسافرتت به يزد بود يعني 50 روزگي

بعد از اون دو ماهگيت رفتيم شيراز

سومين مسافرتت هم قم بود همين چند روز پيش شهادت حضرت فاطمه(س)= زيارتت قبول عزيزم



موضوع :
تاريخ : سه شنبه 5 ارديبهشت 1391 | خاطره گو : مامان فاطمه
بازدید : 498 مرتبه

خنده



موضوع :
تاريخ : سه شنبه 5 ارديبهشت 1391 | خاطره گو : مامان فاطمه
بازدید : 1161 مرتبه

سلام

اين هم از عكس گل دختر ما

فاطمه جون در حال بارفيكس زدن!!!!!

بارفيكس



موضوع :
تاريخ : سه شنبه 5 ارديبهشت 1391 | خاطره گو : مامان فاطمه
بازدید : 480 مرتبه


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

براي دخترم




موضوع :
تاريخ : سه شنبه 5 ارديبهشت 1391 | خاطره گو : مامان فاطمه
بازدید : 471 مرتبه


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

براي دخترم




موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد
درباره وبلاگ

تقديم به گل باغ زندگيمان فاطمه جون-- اللهم عجل لولیک الفرج

آخرین خاطرات
دوستان فاطمه خانم
آرشیو مطالب
آمار سايت
افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 11 نفر
بازديدهاي ديروز : 12 نفر
بازدید هفته قبل : 118 نفر
كل بازديدها : 46784 نفر
امکانات جانبی